قلعه مرد مرده


Saturday, March 23, 2002

● تمام مزرعه از خوشه هاي گندم پر Ùˆ اÙ�سوس هيچ دست تمنا سنبله ها را درو نخواهد كرد
دروگران همه پيش از درو ، درو شده اند.


........................................................................................

Wednesday, March 20, 2002

● چرا چنين سخت ØŸ
زغال سنگ روزي به الماس چنين گ�ت " مگر ما خويشان نزديك نيستيم؟"
چرا چنبن نرم برادران؟ من از شما چنين مي پرسم : مگر شما برادران من نيستيد؟
برادران من اين لوح نو را بر �راز شما مي نهم : سخت شويد.
نيچه


● عيد آمد Ùˆ ما لختيم!!!!!!
سال 80 با همه بدبختيها و خوشبختيهاش گذشت.
من هم يكسال بزرگ شدم، چيزهاي عجيبي رو هم ديدم، مثلا مرگ نزديكان،مو�قيت هاي شغلي و ...
با خودم �كر مي كنم بعد از 26 سال زندگي آيا تونستم به يك جمع بندي كلي ازچيزهاي كه مي خوام و هد� كلي توي زندگي دست پيدا كنم ؟
اگه �ردا مردم، از خودم چي جا گذاشتم؟ اگه مردم روي سنگ قبرم ننويسند : البرز، كودكي كه از مادر بزاد ، بمرد
خوب سرتون رو درد نيارم : عيدتون مبارك


........................................................................................

Tuesday, March 19, 2002

● سال نو مبارك




........................................................................................

Home